کنترل ورودی های ذهن را چرا باید جدی گرفت؟

چگونه تمرکز کنیم
افزایش تمرکز حواس و راه های آن (چطور تمرکز حواس داشته باشیم)
شهریور 10, 1395
چگونه بخوابیم
خواب راحت و آسوده (راهکارهایی برای داشتن یک خواب راحت)
شهریور 16, 1395

کنترل ورودی های ذهن را چرا باید جدی گرفت؟

ورودی های ذهن

کنترل ورودی های ذهن چه نقشی در موفقیت انسان ها داره؟ حال خوب و بد از کجا میاد؟ ذهن ما از کجا تغذیه میشه؟

در این مقاله قصد دارم به موضوع کنترل ورودی های ذهن که از مهارت های مهم انسان های موفق هست، بپردازم.

منظور از کنترل ورودی های ذهن چیست؟

تصور کنید از سر کار داریم میایم خونه و میخوایم امشب سر راه برای اعضاء حونوادمون شام تهیه کنیم و اون ها رو سورپرایز کنیم. از جلوی کله پزی رد میشیم با خودمون میگیم شب چه وقت خوردن کله پاچس، هم چربه و هم بد هضم. خوابمون رو هم می ریزه به هم. بنابراین ناخودآگاه با این فکر که کله پاچه غذای مناسبی حدافل برای اون وعدمون نیست، اون رو از گزینه هامون حذف و فیلتر می کنیم. از جلوی یه ساندویچی رد میشیم که انواع فست فود رو داره آماده می کنه و سوسیس و همبرگر و فلافل رو داره سرخ می کنه، از رنگ تیره روغنی که این خوردنی ها داره توش سرخ میشه، حس می کنیم روغن خیلی وقته داره استفاده میشه و ضررش بسیار بیشتر از منفعتشه. بنابراین حداقل محصولات اون مغازه رو از گزینه های خریدمون حذف می کنبم. از یه کبابی که یه بار غذای مونده گرفتیم و با خوردنش مسموم شدیم، بدون اینکه حتی به لحظه تردید کنیم عبور می کنیم و در نهایت چند تا نون لواش و تخم مرغ (خیلی پایان غم انگیزیه برای خرید شام نه؟!) خب چند سیخ جوجه کباب از یه مغازه قدیمی و شلوغ و معتبر می گیریم و می بریم خونه.

دقیقاً چه اتفاقی در فرآیند خرید ما افتاد؟ ما مدام در حال انتخاب بین گزینه ها بودیم. ما مختار بودیم که برای شام کله پاچه بگیریم. این اختیار رو داشتیم که فلافل بگیریم یا حتی ریسک کنیم و از اون کبابی که ۱ بار غذای مونده ازش گرفته بودیم، شاممون رو تهیه کنیم.

ما در طول روز خیلی آگاهانه در حال حساب و کتاب و انتخاب بین خوردنی ها یا ورودی های جسمیمون هستیم، ورودی هایی که نیازهای اولیه جسم ما رو برطرف می کنن. اما چی میشه که ورودی ها و نیازهای مغزمون رو نادیده می گیریم و دروازه ذهن رو باز میذریم و اجازه میدیم بدون فیلتر، هر عاملی بخشی از ذهن و وقتمون رو اشغال کنه؟

واقعیت اینه که احساسات، رفتارها و عادت هایی که از ما بروز پیدا می کنن و سرنوشت ما رو می سازن، کاملاً از ورودی های ذهنی ما تأثیر می پذیرن. در دین مبین اسلام هم تاکید بر اینه که از ورودی های ذهنی منفی پیشگیری کنیم، غیبت و تهمت و بدگویی برای این حرامه و از گناهان کبیره هست که با شنیدن اون ها حس ما نسبت به فردی که داره ازش بدگویی میشه، خراب میشه و نسبت به اون ذهنیت منفی پیدا می کنیم و در رفتار و روابطمون با اون انسان تأثیر منفی ایجاد میشه. 

ذهن ما دقیقاً یه سیستمه. کیفیت نتایج و خروجی زندگیمون رو ورودی های اون می سازن. اون چیزی که در ذهنمون پردازش میشه همون ورودی های ذهنی ماست و وقتی که ورودی مناسبی نداشته باشیم بازخورد و بهبود مناسبی هم در زندگیمون نخواهیم داشت.

سیستمهمونطوری که وقتی ما غذای مسموم می خوریم، حالمون خراب میشه و برای دفعات آینده دیگه سراغ اون مغازه و غذا نمی ریم، افکار و عادت های بد هم احساسات و حال روحیمون رو به هم می ریزه البته با این تفاوت که تأثیر حالت روحی با یه بار بستری شدن و زیر سرم رفتن حا نمیشه و ممکنه یک عمر رو تباه کنه. مثلاً یکی از دوستام همیشه تعریف می کرد می گفت: مادر من مثل اکثر والدین ایرانی عادت داره تمام بخش های خبری تلویزیون رو ببینه. صبح اخبار ساعت ۷ و ۹ شبکه یک، ظهر اخبار ساعت ۲ بعد از ظهر، عصر ساعت ۷ شبکه یک، شب ۲۰:۳۰، نیم ساعت بعد اخبار ساعت ۹ شبکه یک، ۱۰ شب اخبار شبکه سه و اگه بیدار باشه اخبار ۲۲:۳۰ شبکه دو و ۲۴ شبکه پنج رو هم از دست نمیده! بهش میگم مامان! الان از نیم ساعت پیش چه خبر جدیدی اتفاق افتاده مگه؟ میگه: شاید باشه. خبر هر لحظه ممکنه اتفاق بیفته!! بعد هم که تو کل اخبار یه خبر جدید میگن یه نگاه عاقل اندر سفیه به من می کنه و میگه: دیدی گفتم همیشه یه خبر جدید هست!! انگار نه انگار که ۹۵% از اخبار و وقتی که صرف کرده تکراری بوده و عمر گرانبهاش رو گذاشته برای یه خبر که به احتمال قریب به یقین هیچ تأثیر مثبتی در زندگیش نداره.

انواع ورودی های ذهن

۱- رسانه ها (رادیو، تلویزیون، روزنامه ها، سایت ها، شبکه های اجتماعی و …)

کنترل ورودی های ذهن

۲- بستگان و اطرافیان

و هر پدیده بیرونی که می تونه با ورود به مغز ما، عملکرد مغز رو تحت الشعاع قرار بده.

ورودی های ذهن از طریق تمام حواس های پنج گانه میتونن به مغز ما وارد بشن که وزن ورودی های دیداری به مراتب بالاتر از حواس دیگس. به قول باباطاهر بزرگ:

زدست دیده و دل هر دو فریاد            که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد           زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

چرا باید کنترل ورودی های ذهن را در دستور کار قرار دهیم؟

خیلی از ما آدما شاید متوجه نشیم که منشأ خوب یا بد بودن عملکرد و حال روحیمون کجاس. برای اینکه حالمون رو تحت کنترل داشته باشیم، چاره ای جز  کنترل ورودی های ذهن نداریم.

در ادامه داستان دوستم، ایشون می گفت: به مامانم میگم: حالا اگه یه روز هیچ خبری نبینی چی میشه مگه؟ میگه بدونم بهتر از اینه که ندونم!! و موضوع دقیقاً همین جاست. آیا واقعاً لازمه ما این همه خبر و ورودی ذهنی داشته باشیم؟

ناگفته پیداست که اخبار چه نوع خبرهایی رو بیشتر در بر می گیره. بدون اغراق ۹۰% اخبار رو جنگ و جنایت و خشونت، قحطی، ناآرامی‌های اجتماعی و سیاسی و بی‌عدالتی در بر میگیرن. از طرفی رسانه ها هم با هدف جلب مخاطب بیشتر به اخبار آب و تاب بیشتری میدن و اثر خبر رو چند برابر بیشتر می کنن و اگه بر فرض ۱۰% اخبار هم مثبت باشه، کنار بقیه اخبار وزنی نداره که بتونه اثر منفی ذهنی اون رو کم کنه.

در سال ۱۹۹۷ در آمریکا برای بررسی اثر اخبار منفی روی مردم، سه برنامه خبری ۱۴ دقیقه‌ای ساخته شد. یه برنامه فقط به موضوعات خبری منفی پرداخته بود، یه برنامه دیگه فقط موضوعات خبری مثبت رو پوشش داده بود و برنامه سوم هم مسائل احساسی خنثی رو نشون داد. در قدم بعد این برنامه‌ها برای سه گروه متفاوت از شرکت‌کننده ها پخش شد. نتیجه جالب اما قابل انتظار بود. کسانی که برنامه خبری منفی رو تماشا کرده بودن، بعد از دیدن برنامه، خیلی پر استرس تر، مضطرب‌تر و ناراحت‌تر از اون هایی شده بودن که تماشاگر برنامه مثبت یا خنثی بودن. همه موارد مذکور بر ضرورت کنترل ورودی های ذهن صحه میذارن.

تازه ما فقط از یه ورودی ذهنی به نام اخبار صحبت کردیم و زندگی ما پره از ورودی های مختلف که لازمه یه بار اونها رو لیست کنیم و تاثیر اون نها رو مورد بررسی قرار بدیم. شاید بپرسید مگه میشه اخبار یا فیلم یا بطور کلی تلویزیون ندید؟ بله! من یه ساله کلاً تلویزیون رو از زندگیم حذف کردم و هنوز زنده ام خوشبختانه! کسانی که کارشون وابسته به تلویزیون دیدن نیست (مثل اصحاب رسانه که مجبورن به خاطر کارشون برنامه های شبکه های تلویزیون های مختلف رو ببینن) می تونن با این تجربه لذت بخش، از لحظات عمرشون به جای نشستن پای فیلم ها و سریال ها و برنامه های بی سرانجام، استفاده خیلی بهتری بکنن و انصافاً این افراد اگه این زمان رو که پای تلویزیون اختصاص میدن به هدفگذاری، برنامه ریزی، تغییر عادات، افزایش تمرکز، تقویت قدرت اراده، تحول درونی و بهبود خودشون و محاسبه و ارزیابی عملکرد روزانشون اختصاص بدن، چند صد برابر بیشتر و بهتر نتیجه می گیرن.

کنترل ورودی های ذهن؛ چطور و با چه روش هایی؟

۱- کنترل ورودی های ذهن (ورودی های حقیقی و مجازی):

بعضی از ورودی ها رو ما انتخاب می کنیم، مثل شبکه های اجتماعی و برخی هم در اختیار ما نیستند و ما فقط در معرض اون ها قرار می گیریم. مثل: والدین یا همکارانمون و هرکس طبق کار و  سلیقه ای که داره، باید انتخاب کنه که چه ورودی های منفی هست که باید فیلترش کنه.

۱-۱ کنترل ورودی های ذهن از طریق کنترل رسانه ها:

پیشنهاد می کنم یه روز استفاده از شبکه های اجتماعی، مشاهده تلویزیون و تماسهای اضافی با دوستانش قبل از استفاده از رسانه ها، مدت زمانی که قراره برای هر رسانه وقت بگذارید رو مشخص نمایید و حداقل وقت ممکن رو به اون ها اختصاص بدید. حتماً هم هیچ وقتی رو برای خوندن اخبار بد و حوادث اختصاص ندید. چون با خوندن یا دیدن اخبار ناگوار فقط استرس و اضطراب و حس بدی از زندگی سراغموم میاد و هر لحظه مواظبیم که این داستان ها برای ما اتفاق نیفته.

۲-۱ کنترل ورودی های ذهن از طریق اطرافیان:

اطرافیانبعضی از اطرافیان ما اعم از خانواده و دوستان و آشنایان کلاً در حال اعتراض و بهونه آوردن هستن، ذهن و تفکرشون سیاه و تاریکه و درماندگی آموخته شده، کل شخصیتشون رو گرفته. ازشون جز غیبت و حسادت و ناله و ناامیدی نمی بینیم و نمی شنویم. اگه قبل از صحبت با اون ها کوه انرژی هم باشیم، باهاشون که صحبت کنیم بی انگیزگی همه وجودمون رو می گیره و میشیم پر از نگرانی و ناراحتی و نارضایتی و خلاصه مثل یه گوله آتیش. تکیه کلام های اون ها برای هممون آشناس: بابا! تو این مملکت مگه میشه پیشرفت کرد و پولدار شد، هر کی به جایی رسیده یا پول داشته یا پارتی… هیچ جای دنیا مثل این مملکت خراب شده نیست … بیل گیتس هم اگه اینجا بود کارمند می شد….

برای کنترل ورودی های ذهن، باید با افرادی معاشرت کنیم که به جای ضعف ها و تهدیدات، مثبت اندیش هستند و از نقاط قوت و فرصت ها صحبت می کنن. «نمیشه» جایی در گفتار اون ها نداره و جز «میشه» گزینه دیگه ای ندارن و انسان بعد از مصاحبت و همنشینی با اون ها به زندگی امیدوارتر میشه و انرژیش برای حرکت به سمت پیشرفت، چند برابر بیشتر میشه.  باید با کسانی رفاقت کنیم که از خودمون آگاه تر، عملگراتر، بااراده تر، مثبت اندیش تر و با دانش تر باشن. واقعاً لازمه یه بار لیست مخاطبین گوشسیمون رو ببینیم و توجه کنیم که دقیقاً دوروبرمون رو چه کسانی گرفتند و داریم از چه کسانی تاثیر می گیریم.

این جمله رو خیلی دوست دارم: شما میانگین ۵ نفری هستید  که دارید زمانتون رو با اون ها صرف می کنید. هیچ کس نمی تونه انکار کنه که خانواده و دوستان چقدر موثرند در جایگاهی که داریم و در آینده خواهیم داشت و انسان های موفق با کمتر از خودشون همنشین نمیشن. اون هایی به کسانی وصل میشن که بتونه حداقل یه درجه جایگاهشون رو ارتقاء بده و زمانشون رو صرف کسانی نمی کنند که آرزو دارند جایگاه اون ها رو داشته باشن. (البته موضوع همنشینی با کسب و کار کاملاً متفاوته، مثلاً اگه شما روانشناس هستی نمی تونی به این بهونه که یه مریض در حد من نیست اون رو ویزیت نکنی و بگی ازش انرژی منفی می گیرم!!)

به قول حضرت مولانا: نوریان مر نوریان را طالبند        ناریان مر ناریان را جاذبند

۲- کنترل ورودی های ذهن از طریق تغییر عادات منفی به مثبت

عادت

ورودي هاي نامناسب هستند که زمينه شكل گيري خصوصیات و عادت های منفي رو فراهم میارن. وقتی ورودی های منفی رو تا حد ممکن کنترل کردیم، تغییر رفتارها و عادتهای منفیمون بسیار راحت تر میشه. کاری که باید انجام بدیم اینه که به عادت های انسان های موفق دقت کنیم (بسیاری از عادت های انسان های موفق رو در مقاله «عادت چیست» آوردم که می تونید با مراجعه به اون مقاله لیست اون عادت ها رو ملاحظه بفرمایید) و تلاش کنیم که هر ماه یکی از اون ها رو تو زندگیمون جاری کنیم.

سحر خیزی، استفاده در حد نیاز از سایت ها و شبکه های اجتماعی (قبلش باید نیاز واقعیمون رو برای استفاده از این شبکه ها مشخص کرده باشیم)، سرعت در تصمیم گیری، به اتمام رسوندن کارها، خوب خوابیدن، به اندازه و اصولی غذا خوردن، مثبت اندیشی، کمک به دیگران، حسن جویی از دیگران و بسیاری از عادت های دیگه که انشاالله همین الان که نشستید و ورودی های ذهنیتون رو نوشتید و تصمیم گرفتید که کدوم رو قطع و کدوم رو تقویت کنید، عادت هایی که به مرور با اصلاح ورودی های ذهن باید در وجودتون شکل بدید رو هم مشخص کنید و هر ماه یک عادت مثبت دیگه به خودتون اضافه کنید. شک نکنید اگه این روند رو یک سال طی کنید در کار خودتون جزء بهترین ها میشید.

امیدوارم در همه مراحل زندگیتون با تعهد و اراده بالا به سمت بهترین شدن حرکت کنید.

سید علی باقرپور

مدرس و نویسنده در حوزه موفقیت و تحول فردی و سازمانی

44

این مقاله را از دست ندهید  گزارش سمینار «چگونه چند برابر سریعتر از دیگران موفق شویم»

2 دیدگاه

  1. مهیار فیروزآبادی می‌گه:

    فوق العاده بود و کاربردی

  2. حسام می‌گه:

    متن عالییییییی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثبت نام دوره رایگان تحول فردی