یادگیری های بی فایده- چرا یادگیری هایمان تبدیل به عمل نمی شود؟

مهارت یادگیری- چرا باید یادگیری را یاد بگیریم؟
مهر 6, 1395
کمال طلبی
کمال گرایی چیست و درمان کمال گرایی
مهر 23, 1395

یادگیری های بی فایده- چرا یادگیری هایمان تبدیل به عمل نمی شود؟

یادگیری

در مقاله قبل سه تکنیک برای یادگیری و به خاطر سپردن عمیق مطالب بیان کردم. 

خب حالا فرض کنید که ما اونچه رو خوندیم، واقعا یاد بگیریم. آیا صِرف یاد گیری کافیه؟

هرچند که دونستن یه موضوع خیلی بهتر از ندونستنه اما چه فایده ای داره اگه کلی چیز یاد بگیریم و هیچ استفاده ای از آموخته هامون نکنیم؟ این یعنی یادگیری؟ حضرت علی (ع) جمله ای زیبا در این مورد دارن که خیلی دوستش دارم: «آفت دانش، به کار نبستن آن است»

یادگیری درست باید به استفاده از دانشی که کسب کردیم و ایجاد تغییر در عملکردمون منجر بشه و به نظر من یادگیری بدون عمل یعنی فرآیند یادگیری ناقص و کاملاً بی فایده!

دکتر کن بلانچارد انديشمند بزرگ حوزه مديريت‌، دلیل عدم استفاده مردم از آموخته هاشون رو سه عامل زیر می دونه:

۱- تلنبار کردن اطلاعات

مهارت یادگیری

اولین دلیل ناقص بودن فرآیند یادگیری و عمل نکردن به دانسته هامون،تلنبار کردن اطلاعاته.

تا حالا چند تا کتاب خوندیم؟ بذارید حد پایینش رو بگیریم! اگه فرض کنیم ما دیپلم گرفتیم و دیگه ادامه تحصیل ندادیم، در طول ۱۲ سال تحصیل از اول ابتدایی تا اخذ دیپلم اگه سالی متوسط ۱۰ تا کتاب درسی هم داشته باشیم و هر کتاب متوسط ۱۵۰ صفحه باشه، یعنی ۱۸۰۰۰ صفحه مطلب رو مطالعه کردیم، صرف نظر از اینکه چقدر از این مطالب واقعاً تو زندگی به درد ما خورد و استفاده شد، چند صفحه از اون ۱۸۰۰۰ صفحه رو واقعاً یاد گرفتیم؟ ۱۰۰ صفحه؟ ۲۰۰ صفحه؟ اگه منصفانه به موضوع نگاه کنیم می بینیم اگه از اون مطالب ازمون سوال کنن یا امتحان بگیرن شاید ۵ درصدش رو بتونیم پاسخ بدیم و این حس بهمون دست میده که ای وای یعنی فقط یه سال از این دوازده سال به درد من می خورد؟ یعنی با عمیق یاد گرفتن مطالب اون یه سال می تونستم همین جایی باشم که هستم یا شاید هم جلوتر از این؟! کاش یکی بود جای این همه مطالعه بی فرجام مهارت یادگیری یادمون می داد!

واقعیت اینه که ما از کودکی و در نظام آموزشیمون یاد گرفتیم که چند تا کتاب رو به صورت موازی بخونیم و شبِ امتحان درس بخونیم و با پاسخ دادن به نصف اون سوالات، مجوز ورود به مقاطع بعدی رو بگیریم. هیچ وقت هم نفهمیدیم خوندن بعضی از درس ها کجای زندگی مورد استفادمون قرار می گیره! مشتق و انتگرال و سینوس و تانژانت و … رو فقط خوندیم چون برامون برنامه ریزی کرده بودن که بخونیم! عادت کتاب روی کتاب خوندن یه طرف و اینکه همه ما ترجیح میدیم به جای پیاده کردن نکته های یادگرفته شده و ارتقاء عملکردمون، مدام اطلاعات جدیدی دریافت کنیم یه طرف. چون گرفتن اطلاعات جدید خیلی راحت تر از به عمل درآوردن دانسته هاست. دلیلش هم روشنه، چون استفاده از اطلاعات آموخته شده نیازمند تغییره و تغییراصلاً آسون نیست و به قول کن بلانچارد، خلا بین دانش و عمل بیشتر از خلا بین جهل و دانشه!

۲- داشتن ذهن منفی و فیلتر کننده

مهارت یادگیری

ذهنیت و فیلتر منفی دومین دلیل کامل نبودن فرآیند یادگیری و عمل نکردن به دانسته هامونه.

این مطالبی که گفته شد به چه دردم می خوره اصلاً؟ اینا که عملی نیست! مطالب این کتاب که بومی نیست واسه یه فرهنگ دیگس به درد ما نمی خوره! آخه اینی که داره درس میده چی بیشتر از من می فهمه؟ این همه آموزش رفتیم چی شد اینم مثل بقیه!

این جملات نشونگر یه واقعیت تلخه! اینکه ما معمولاً بین مثبت اندیشی و نگرش منفی، گزینه دوم رو انتخاب می کنیم. اصلاً یه جورایی نق زدن شده یه پز روشنفکری! ناراضی بودن و انتقاد کردن جزیی از پیش فرض های رفتاری ما شده. عادت کردیم با کامل فرض کردن خودمون، همه چی رو زیر سوال ببریم و به دیگران القاء کنیم که ما از همه بیشتر می فهمیم و تو این جامعه داریم حیف میشیم! با این کار هم حس و حال خودمون و هم اطرافیانمون رو بد می کنیم و توقعمون رو انقدر از زندگی بالا می بریم که دیگه به ندرت می پذیریم که شاید کسی یا چیزی باشه که بیشتر از ما بدونه و بفهمه!

۳- عدم پیگیری و تمرین مطالب آموخته شده

مهارت یادگیری

و سومین دلیل از ناقص بودن فرآیند یادگیری و عمل نکردن به دانسته هامون عدم پیگیری و تمرین مطالب آموخته شده هست.

وقتی از یه کلاس آموزشی برمی گردیم یا مطالعه یه کتاب رو تموم می کنیم، حس می کنیم انگار همه اون مطالب رو بلدیم. انگار تو ذهنمون نقش بسته که صرف شرکت در یه کلاس آموزشی یا یه بار خوندن کتاب باعث یادگیری تمام و کمال ما میشه. بخاطر همین امنیت ذهنی، تکرار و تمرین و پیگیری مطالب آموخته شده رو انجام نمی دیم و اون رو پشت گوش میندازیم. شایدم نمی دونیم چطور باید مطالب رو مرور کنیم تا مغز ما اون مطلب رو واقعاً یاد بگیره (که راهکار این موضوع رو در مقاله قبل بیان کردیم) تا آموخته هاش رو تبدیل به عمل کنه.

خب! چیکار کنیم که بتونیم یادگیری درستی داشته باشیم و مطالبی که یاد گرفتیم رو تبدیل به عمل کنیم؟

تبدیل مطالب یادگیری شده به عمل – راهکار اول: چیزی که ما برای عمل کردن به دانسته هامون لازم داریم اینه که خودمون رو به جای دونستن به عمل کردن عادت بدیم و هر مطلبی می خونیم یا یاد می گیریم رو به این دید اون رو یاد بگیریم که چطور اون موضوع رو به مرحله عمل دربیاریم. مثلاً داریم کتاب می خونیم که: «بهترین زمان مطالعه صبح زوده، چون منع قبلی وجود نداره» اگه من با دید عمل کردن این کار رو انجام بدم، باید کنار کتابم یا تو یه دفترچه مخصوص بنویسم: از این به بعد حتما صبح زود مطالعه می کنم و این کار رو در برنامه روزهای آتی می گنجونیم.

این مقاله را از دست ندهید  موانع تمرکز کدامند (راهکارهایی برای مهار موانع تمرکز)

تبدیل مطالب یادگیری شده به عمل – راهکار دوم: ولع دریافت اطلاعات بیشتر رو نداشته باشیم. مطمئناً همه ما اگه بخوایم تو موضوعی به کسی مراجعه کنیم و از دانش اون آدم استفاده کنیم، کسی که تو یه زمینه خاص موضوعی رو خیلی عمیق یاد گرفته رو به کسی که دانشش اقیانوسی به عمق یک سانته و به هر چیزی یه نوکی زده و تو هیچی تخصص نداره، ترجیح میدیم. پس چرا خودمون در عمل و در زمان های مختلف، یادگیری موضوعات مختلف و بی ربطی رو دنبال می کنیم؟ همزمان هم کلاس زبان میریم، هم موسیقی و هم دانشگاه میریم و یه روز کتاب رمان می خونیم، یه روز کتاب تاریخی، یه روز کتاب مدیریتی، یه روز کتاب روانشناسی و … یه جورایی نمی دونیم با خودمون چند چندیم و تو زندگی دنبال چی هستیم! بیاید یه بار برای همیشه تصمیم بگیریم تو یه زمینه متخصص بشیم و حداقل ۸۰ درصد مطالعات و یادگیریمون رو به اون سمت سوق بدیم و آموخته هامون رو دائما تکرار کنیم. اون وقت می بینیم که سیل درخواست های همکاری به سراغمون میاد و همیشه برای پاسخگویی به درخواست های همکاری وقت کم میاریم. مقدار کم اطلاعات با تکرار فاصله دار (به نحوی که در مقاله قبل بیان شد) بیشتر بر ساختار یادگیری مغزمون موثره تا مطالعه بیست تا کتاب فقط برای یه بار

این مقاله را از دست ندهید  کنترل ورودی های ذهن را چرا باید جدی گرفت؟

تبدیل مطالب یادگیری شده به عمل – راهکار سوم: به جای ذهنیت منفی و فیلتر کردن هر چیزی، بیاید یه روز هم که شده فکر کنیم می تونیم از همه اتفاقات و پیشامدها تاثیر مثبت بگیریم. برداشتمون رو که تغییر بدیم حالمون از این رو به اون رو میشه. افراد موفق انقدر با خودشون جملات مثبت رو تکرار می کنن که اون جملات پس از مدتی وارد ضمیر ناخودآگاهشون میشه و بعد کم کم به رفتار و گفتارشون درمیاد. وقتی می تونیم مثبت اندیش باشیم چرا منفی نگری رو انتخاب می کنیم؟ چرا با اطلاعات ناقصی که داریم انقدر زود قضاوت می کنیم؟ چیزی که از فیلترهای منفی ذهنمون عایدمون میشه چیزی جز درجا زدن و ناامیدی و فراری دادن دیگران نسبت به خودمون نیست. بیاید از امروز تصمیم بگیریم هر چی می خونیم یا می بینیم و یاد می گیریم رو بدون هرگونه پیش داوری و تعصب بشنویم و همیشه آماده باشیم تا جرقه ها و ایده های حاصل از شنیدن مطالب جدید رو بنویسیم و مدام این سوال رو از خودمون بپرسیم که چه جوری می تونم این مطلب رو عملی کنم؟

۴- برای اینکه آموزشی رو به عمل تبدیل کنیم باید قبلش با خودمون کنار اومده باشیم که اصلاً چرا باید این موضوع رو آموزش ببینیم و با یادگیری این موضوع چه نفعی می تونیم ببریم. باید انگیزه لازم برای یادگرفتن اون موضوع رو داشته باشیم و یه برنامه پیگیری ساده (پیشنهاد من برنامه یک ماهه) برای انجام درست اون کار برای خودمون بنویسیم و به انجام اون برنامه متعهد باشیم. این شکلی می بینیم که بعد از مدتی با تمرکز به عملی کردن آموخته های کوچیک، عادتهای بزرگ و عمیقی درونمون شکل می گیره و چند برابر سریعتر به اهدافمون می رسیم.

این مقاله را از دست ندهید  گلایسمیک ایندکس ؛ شاخصی ناشناخته که در موفقیت شما موثر است

امیدوارم همیشه با اراده و بهترین باشید

سید علی باقرپور

مدرس و نویسنده در حوزه موفقیت و تحول فردی و سازمانی

موفقیت

2 دیدگاه

  1. شهرام محسنی گفت:

    اینکه این همه می خونم و بعد از مدتی احساس می کنم چیزی یاد نگرفتم همیشه برام آزاردهنده بوده.
    راهکارهای مختصر و مفیدی ارائه کردید
    سپاس

  2. مجید اعتصامی گفت:

    نوشته هاتون فوق العادس استاد باقرپور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثبت نام دوره رایگان تحول فردی
GET IT NOW
500% MORE SUBSCRIBERS
EFFICIENCY
BOOST YOUR SALES
CREATIVITY
INSPIRE YOUR VISITORS
BE UNIQUE
CREATE UNIQUE POPUPS