مثبت اندیشی (خوش بینی) چیست؟ (راهکارهای مثبت اندیشی)

مدیریت تحول
تحول درون؛ زیربنای موفقیت (راهکارهایی برای تحول درون)
مرداد 18, 1395
موفقیت
سلسله سمینارهای هفت گام تا موفقیت
مرداد 30, 1395

مثبت اندیشی (خوش بینی) چیست؟ (راهکارهای مثبت اندیشی)

خوش بینی

مثبت اندیشی که در ادبیات دینی ما با نام حسن ظن شناخته میشه، تاثیر بسزایی در موفقیت یا عدم موفقیت انسان داره. در این مقاله در مورد نقش مثبت اندیشی و اینکه جگونه مثبت اندیش باشیم، مطالبی بیان شده.

مثبت اندیشی یا خوش بینی چیست؟

مثبت اندیشی، یه نوع تفکر و نگرشه که به ما کمک می کنه تا نسبت به همه پدیده ها قضاوتی امیدوارانه و خوش بینانه داشته باشیم، همیشه حالمون خوب باشه و روی دیگران هم تاثیر مثبت بذاریم. خیلی این جمله رو دوست دارم: دنیا بی رنگه، اونی که به زندگی رنگ میده تو و افکارت هسنی.

ویژگی افراد مثبت اندیش:

تفاوت اول افراد مثبت اندیش با افراد منفی نگر در اینه که اونها با نگاهی که دارن فکر می کنن همه آدما به صورت پیش فرض خوبن، مگه اینکه خلافش ثابت بشه. به همین خاطر با همه با دیدی مثبت و امیدوارانه با نگاهی مهربانانه و با گذشت رفتار می کنن. در قضاوت هاشون عجول نیستن و وقتی باهاشون هم کلام میشی اگه نظر متفاوتی نسبت بهت داشته باشن، با منطق و دلیل نظرشون رو بیان می کنن و سعی نمی کنن اون رو به عنوان نظر درست بهت القاء کنن. با طمانینه و آرامش تصمیماتشون رو می گیرن و اگه اتفاق و ناکامی براشون به وجود بیاد، اول دلیل این موضوع رو در خودشون جستجو می کنن و با خودشون فکر می کنن چطور باید عمل کنن که این اتفاق مجدداً تکرار نشه و دقیقاً به خاطر همین ویژگی ها، رضایت بالایی از زندگی دارن. برعکس افراد منفی باف، همیشه از همه چی شاکین و در این توهم به سر می برن که دارن درست فکر می کنن و واقعیت ها رو بیان می کنن و در مورد هر چی فکر کنی هم متخصص هستن، نظر تحلیلی ارائه می کنن و خودشون رو عقل کل فرض می کنن.  وقتی اتفاق ناخوشایندی پیش میاد، همه چیز و همه کس رو مقصر می دونن غیر از خودشون و در قضاوت هاشون از کاه، کوه می سازن. کلامشون پره از از کلماتی مثل: نمیشه، هیچ کی نمی تونه، جور درنمیاد، شانس ندارم و … بنابراین آدم هایی هستن همیشه ناراحت، ناراضی، کم گذشت و ایرادگیر و کینه ای.

چرا مثبت اندیشی؟

اولین دلیلی که باید مثبت اندیشی و خوش بینی رو در دستور کار قرار بدیم اینه که منفی نگری حاصلی جز خراب کردن زندگی خودمون و دیگران نداره و به شده بازدهیمون رو پایین میاره. شاید بگید منفی نگری چه ربطی داره به بازدهی؟ وقتی به همه چیز و همه کس با عینک منفی نگاه می کنیم، نسبت به همه چیز با ناامیدی و شک و تردید نگاه می کنیم، انرژیمون تخلیه میشه و خیلی کمتر از قبل، اقدام به انجام کارها می کنیم و به مرور افسردگی و تبعات حاصل از اون به سراغمون میاد.

چگونه مثبت اندیشی را عادت زندگی خود کنیم؟

مثبت اندیشی یه انتخابه و کاملاً ارادیه و تحمیلی نیست. ما خودمون تصمیم می گیریم که به پدیده های دنیا چطور نگاه کنیم. به عبارت دیگه اراده ما افکارمون رو هدایت می کنه نه اتفاقات دنیای بیرون از ما. اگه مثبت اندیش نیستم فقط تحول درون علاج منفی نگری ماست. در طور زیر راهکارهایی برای مثبت اندیشی ارائه شده.

راهکار اول برای مثبت اندیشی: شکرگذار باشیم

خیلی وقتا یادمون میره داشته های امروزمون، آرزوهای دیروزمون بوده. واسه همین با خودمون میگیم: من به هیچ کدوم از خواسته هام تو این زندگی نرسیدم! اصلاً انسان موجود ناسپاسیه. این چیزیه که خدا هم به کرات در قرآن کریم ذکر کرده:

آیه ۱۲ سوره مبارکه یونس: و هنگامی که ضرری به انسان برسد ما را به دعا می خواند در  حالی که به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده است. ولی چون ضرر را از او برطرف ساختیم چنان به راه خود می رود که گویی هرگز ما را برای گرفتاری که به وی رسیده بود نخوانده است.

آیه ۶۷ سوره مبارکه اسرا: هرگاه وسط دریا با خطری مواجه شدید جز او هرچه را در خیال خود می خواندید محو شود. ولی همینکه او شما را به خشکی رساند روی گردان شده و کفران نعمت می کنید.

این مقاله را از دست ندهید  عادت چیست؟ چگونه عادت های بد را تغییر دهیم؟

چگونه مثبت اندیش باشیموقتی قدر نعمت هامون رو میدونیم و شکرگذار و مثبت اندیش میشیم که متوجه بشیم همه این نعمت هایی که الان در اختیارمونه، الان آرزوی خیلی از آدم ها و آرزوی سال های قبل خودمون بوده.

اگه یه تیکه کاغذ برداریم و داشته ها، نعمت ها و موفقیت های زندگیمون رو بنویسیم، متوجه میشیم که شرایط زندگی نه تنها بد نیست، بلکه عالیه. بکم نیستن آدم هایی که همه جور ابزار و لوازم تفریح و اسایش زندگی براشون فراهمه اما باز هنوز دنبال چیزهای دیگه ای هستن و از درون احساس شادی و خوشبختی نمی کنن. یکی از آشنایان بر اثر یه بیماری مدتی کلاً خونه نشین شد و دست و پاش از کار افتاد، چند ماه زندگی بسیار سختی داشت و به جایی رسیده بود که اگه کسی غذا به دهانش نمیذاشت، از گرسنگی از بین می رفت و کلاً اگه کسی ۲۴ ساعته در کنارش نبود تا بهش رسیدگی کنه، خیلی زود از بین می رفت. با تلاش خودش، اطرافیان و پزشکان بعد از چند ماه کم کم حال عادیش رو به دست آورد. روز اولی که می تونست خودش قاشق به دست بگیره و غذا بخوره، بره سرویس بهداشتی، از خونه خارج بشه و … دیدن داشت. انگار تازه متولد شده بود. چه چیزی تغییر کرد؟ یه دوره که به شخص اثبات شد که این هایی که در اختیارته آرزوی خیلی هاست و اگه ازت گرفته بشه، دیگه آرزوی بزرگت رو فراموش می کنی و آرزوی این روزها و سلامتیت رو می کنی.

چگونه مثبت اندیش باشیمبه جای اینکه وقتی آخر شب خسته و کوفته از سرکار اومدیم، از زندگی و مشغله هایی که داریم، شکایت کنیم به خاطر اینکه توان سخت کار کردن رو داریم خدا رو شکر کنیم.

فراموش نکنیم اولین گام مثبت اندیشی، شکر گذاری برای داشته ها و حتی نداشته هامونه. 

راهکار دوم برای مثبت اندیشی: پیش فرضمان به افراد و اتفاق ها مثبت باشد

وقتی کسی هنوز صحبتش رو شروع نکرده و ما به صرف چهره و تیپ اون، شخصیت و صحبت هایی که هنوز بر زبانش جاری نشده رو قضاوت می کنیم، انگار با زره و ابزار جنگی آماده مصاف هستیم.  واضحه که در این شرایط بسیار سخته مثبت اندیش باشیم.  ممکنه یه فردی که جایگاه اجتماعی مناسبی نداره حرفی درست رو با منطقی صحیح بیان کنه، اما صرفاً به دلیل اینکه حرف رو اون فرد به زبون آورده، جدی نمی گیریمش، چون به جای قضاوت بر کلام دیگران، به مسائل دیگه ای توجه می کنیم و وزن میدیم.

کاری که باید انجام بدیم اینه که پیش فرضمون رو تغییر بدیم و به افراد، صرف نظر از جایگاه، لباس و شخصیتی که دارن و کلاً به همه اتفاقات، با دید مثبت نگاه کنیم و فرض کنیم همه چیز خوب و مثبته، مگه اینکه چیزی ببینیم و خلافش برامون اثبات بشه.

راهکار سوم برای مثبت اندیشی: از هر چیزی به دنبال نکته مثبتش باشیم

یه روز حضرت عیسی(ع) از یه جا می گذشت، چشمش به جمعیتی افتاد که دور یه سگ مرده جمع شده بودن. نظامی گنجوی هنرمندانه این داستان رو در قالب شعر بیان کرده که وقتی اون رو خوندم حیفم اومد شعر رو نگم و این داستان رو به صورت محاوره تعریف کنم:

نظامی گنجویپای مسیحا که جهان می‌نبشت            بر سر بازارچه‌ای میگذشت

گرگ سگی بر گذر افتاده دید               یوسفش از چه بدر افتاده دید

بر سر آن جیفه گروهی نظار                     بر صفت کرکس مردار خوار

گفت یکی وحشت این در دماغ              تیرگی آرد چو نفس در چراغ

وان دگری گفت نه بس حاصلست      کوری چشمست و بلای دلست

هر کس ازان پرده نوائی نمود                 بر سر آن جیفه جفائی نمود

این مقاله را از دست ندهید  چرا اقدام نمی کنیم؟ چگونه عملگرا باشیم؟

چون به سخن نوبت عیسی رسید      عیب رها کرد و به معنی رسید

گفت ز نقشی که در ایوان اوست       در بسپیدی نه چو دندان اوست

وان دو سه تن کرده ز بیم و امید          زان صدف سوخته دندان سپید

عیب کسان منگر و احسان خویش          دیده فرو کن به گریبان خویش

آینه روزی که بگیری به دست            خود شکن آنروز مشو خودپرست

خویشتن آرای مشو چون بهار                        تا نکند در تو طمع روزگار

جامه عیب تو تنگ رشته‌اند                       زان بتو نه پرده فروهشته‌اند

چیست درین حلقه انگشتری                    کان نبود طوق تو چون بنگری

گر نه سگی طوق ثریا مکش                     گر نه خری بار مسیحا مکش

کیست فلک پیر شده بیوه                          چیست جهان دود زده میوهٔ

جمله دنیا ز کهن تا به نو                             چون گذرندست نیرزد دو جو

انده دنیا مخور ای خواجه خیز                    ور تو خوری بخش نظامی بریز

محض تأکید:

عیب کسان منگر و احسان خویش          دیده فرو کن به گریبان خویش

آینه روزی که بگیری به دست            خود شکن آنروز مشو خودپرست

بسیاری از بزرگان ما این موضوع رو بیان کردن که اگه انسان روی ضعفها و اشکالات خودش و تلاش برای بهبود اون ها متمرکز بشه، فرصت عیب جویی پیدا نمی کنه. امام علي(ع) فرمود: بزرگترین عیب آن است كه عیبى را كه خود نیز داراى؛ در دیگران عیب بشمارى.(حکمت ۳۵۳ نهج البلاغه)

بیاید از امروز با خودمون قرار بذاریم حسن جویی رو بذاریم تو برنامه های روزانمون و اون رو تبدیل به عادت کنیم و حداقل  ویژگی های مثبت ۳ نفر رو هر روز بهشون بگیم. مثلاً به همسرمون بگیم: ممنونم ازت که با صبوری و شکیبایی در تمام لحظات زندگی، بهم آرامش دادی. یا به مادرمون بگیم: شما انقدر خوب و از خود گذشته ای که نمی دونم چطور ازت تشکر کنم. متشکرم از تمام فداکاری هایی که برام انجام دادی و …

خواهش می کنم چند روز این کار ساده رو انجام بدین تا ببینین دنیای خودتون و اطرافیانتون چقدر قشنگ میشه.

راهکار چهارم برای مثبت اندیشی: ادبیات منفی نگری را از کلاممان حذف کنیم

زندگی نه سیاهه و نه سفید. شاید خاکستری مناسب ترین رنگ برای ترسیم وضعیت زندگی باشه. حتی اگه در مواقعی در کارهامون شکست خوردیم این دلیل نمیشه که این شکست رو به همه کارها و فعالیت های زندگیمون ربط بدیم و خودمون رو آدم شکست خورده ای تلقی کنیم. هر انسانی نقاط روشن و افتخار آمیزی در زندگیش داره. درسته که روزگار و پیشامدهای بدش هیچ وقت از زندگی هیچ کس قابل حذف نیست و خیلی از اتفاقات از کنترل ما خارجه اما نحوه مواجهه با این اتفافات و کلماتی که در این موقعیت ها استفاده می کنیم، کاملاً دست خودمونه و البته موثره بر روحیه و عملکردمون. حتی اونچه که به زبان میاریم حتی اگه به شوخی هم باشه، به صورت ناخودآگاه روی ذهنمون تاثیر میذاره و بعد از مدتی تکرار اون رو باور می کنیم.

مثلاً به جای جمله «ته این رشته ای که می خونم هیچی نیست، چون انگشت شمارن آدمایی که با این رشته به موفقیت رسیده باشن» بگیم: «من باید جزء اون معدود نفراتی باشم که در این رشته موفق میشن» یا به جای جمله «پیر میشم تا بشم یه متخصص» بگیم: «برای متخصص شدن باید همراه با تلاش، صبوری کرد تا بعد از متخصص شدن لذت نتایج فوق العادش رو ببرم»

این مقاله را از دست ندهید  گلایسمیک ایندکس ؛ شاخصی ناشناخته که در موفقیت شما موثر است

کلام و ادبیات مثبت اندیشی ما رو به فکر و حرکت وادار می کنه و بهمون کمک می کنه با امیدواری برای تحقق اهدافمون قدم برداریم.

راهکار پنجم برای مثبت اندیشی: سعی نکنیم همه را راضی و متقاعد کنیم

مثبت اندیشی به هیچ وجه شامل این موضوع نمیشه که بخوایم همه رو راضی نگه داریم! حتی اگه بخوایم هم این موضوع شدنی نیست. از قدیم گفتن در دروازه رو میشه بست اما دهان مردم رو نه! هر کاری موافق و مخالف خودش رو داره و ما تحت هر شرایطی هر کاری کنیم یعضیا موافقن و یعضیا مخالف. دیگران و افکارشون رو نمیشه تغییر داد. افراد رو با هر دیدگاهی که دارن یا باید بپذیریم و یا اون ها رو کنار بذاریم. افراد موفق، با تعهد تمام به جای راضی کردن دیگران، انرژیشون رو صرف افزایش توانمندی و ظرفیت درونی و بهبود تصمیم گیری هاشون می کنن و بعد از تصمیم گیری چشماشون رو می بندن و با تمام وجودشون تصمیمشون رو عملی می کنن.

یادمه وقتی می خواستم برای دبیرستان انتخاب رشته کنم، با دو تا مشاور تحصیلی صحبت کردم. اطلاعاتی که به هر دو دادم کاملاً یکسان بود. برام خیلی جالب بود که یه مشاور شدیداً معتقد بود باید برم انسانی بخونم و دیگری می گفت برو تجربی بخون و من از جمع بندی صحبت با اون ها به این نتیجه رسیدم که برم ریاضی بخونم(-:

خداوند انسان ها رو متفاوت خلق کرده تا با این تعارضات، انسان ها بتونن همدیگه رو تکمیل و بیشتر و سریعتر پیشرفت کنن. تصور کنید اگه همه نظرشون در مورد یه موضوعی با هم یکسان بود، آیا این همه اختراع و اکتشاف و علوم جدید به وجود میومد؟ قطعاً یکی از راه های نوآوری زیر سوال بردن تفکر موجود و تلاش برای ایجاد یه تفکر جدیده. وقتی جارو برقی اختراع شد، یکی به این نتیجه رسید که غیر از روش جارو زدن دستی، روش دیگه ای هم ممکنه وجود داشته باشه و احتمالاً بعد از کلی ایده و اجرا جارو برقی اومد تو زندگی بشر و جارو دستی رو بسیار کمرنگ کرد.

راهکار ششم برای مثبت اندیشی: روابطمان را با افراد منفی باف کمتر کنیم

من می دونم … اون هایی که با قصه گالیور آشنایی دارن به خوبی می دونن که شخصیت گلام کیه! در این قصه، گلام نماد انسان های ناامیده و همیشه در حال گله و شکایته و با همه چیز مخالفه و پیش بینی بدترین اتفاقات رو برای آینده می کنه و همیشه پیش بینی هاش اشتباه از آب درمیاد و اتفاقات خوبی برای ساکنان سرزمین لی لی پوت میفته. مثل این فیلم:

کم نیستن افراد این شکلی کنار ما. اون ها معمولاً انسان هایی هستن که خودشون به هیچ دستاورد قابل توجهی تو زندگیشون نرسیدن و سعی می کنن منطق «نمیشه» رو به دیگران هم القاء کنن تا ناکامی های خودشون رو توجیه کنن و به دیگران بفهمونن که مثلاً اگه منم کاری انجام ندادم یا موفقیتی کسب نکردم، فقط به خاطر مسائلی بیرون از شخصیت و اراده من بوده وگرنه منم موفق می شدم. تعارف که نداریم اونا دشمن های مثبت اندیشی و خوش بینی هستن!

دوستی و مراوده با این افراد هیچ حاصلی جز ناامیدی و رخوت و تنبلی نداره و بعده مدتی می بینیم ناخودآگاه شدیم یکی مثل خودشون. اگه زندگی و آینده و موفقیتمون برامون مهمه، لازمه دوری رو به جای دوستی با این افراد، بذاریم تو اولویت برنامه هامون و به جای این افراد، وقتمون رو با افراد مثبت اندیش بگذرونیم. چون انسان های موفق، امیر تغییر هستند نه اسیر تقدیر.

امیدوارم همیشه مثبت اندیش باشید و حالتون هر روز بهتر از روز قبل یاشه

سید علی باقرپور

مدرس و نویسنده در حوزه موفقیت و تحول فردی و سازمانی

سید علی باقرپور

3 دیدگاه

  1. مجید زهرابی گفت:

    شعر نظامی عالییییییی بود
    ذوق هنری خوبی دارید(-:

  2. سهیلا محرابی گفت:

    اینکه فرمودید تلاش نکنیم همه را راضی کنیم درست است و بخش مهمی از زندگی مرا درگیر خود کرده است. همیشه دوست دارم دیگران حتی اگر مخالف و متضاد خواسته من، چیزی را خواستند، برای جلب رضایت آنها از خواسته خودم کوتاه بیایم و این باعث شده در بسیاری از مواقع فرد مقابل نه تنها قدردان نبوده، بلکه طلبکار هم شده و به قول معروف من از اینجا مونده شدم و از اونجا رونده!

  3. آرمیتا گفت:

    فففففففففففففففوق العععععععععععععععععاده!!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثبت نام دوره رایگان تحول فردی
GET IT NOW
500% MORE SUBSCRIBERS
EFFICIENCY
BOOST YOUR SALES
CREATIVITY
INSPIRE YOUR VISITORS
BE UNIQUE
CREATE UNIQUE POPUPS