درماندگی آموخته شده (راهکارهای مقابله با درماندگی آموخته شده)

خوش بینی
مثبت اندیشی (خوش بینی) چیست؟ (راهکارهای مثبت اندیشی)
مرداد 21, 1395
چگونه تمرکز کنیم
افزایش تمرکز حواس و راه های آن (چطور تمرکز حواس داشته باشیم)
شهریور 10, 1395

درماندگی آموخته شده (راهکارهای مقابله با درماندگی آموخته شده)

سلیگمن

درماندگی آموخته شده چیست؟

درماندگی آموخته شده(learned helplessness)، مفهومی آشنا در روانشناسی و اتفاقی متداول در زندگی روزمره انسانهاست. این عبارت (درماندگی آموخته شده) رو برای اولین بار مارتین سلیگمن روانشناس آمریکایی، به عنوان یه نظریه مطرح کرد.

مارتین سلیگمنسلیگمنی که از اون به عنوان پدر روان شناسی مثبت معاصر هم یاد میکنن. این دانشمند با انجام آزمایش هایی، به نتایجی جالب دست پیدا کرد.

آزمایش سلیگمن در دو مرحله و روی چند تا سگ انجام شد. در مرحله اول، لباسی تن سگ ها کردن که به اون ها شوک برقی وارد می کرد، سگ ها علیرغم تلاش زیادی که می کردن و خودشونو به در و دیوار می کوبیدند، نمی تونستند فرار کنند. وقتی حس کردند که تلاش هاشون بی فایدس، تسلیم شدند و دست از تلاش برداشتند. در مرحله دوم از کف اتاقک فلزی به سگ ها شوک وارد میشد و سگ ها علیرغم اینکه راه فرار داشتند روی زمین می نشستند، شوک رو تحمل می کردند و تلاشی برای رهایی از شوک انجام نمی دادند حتی وقتی که ازمایشگران با غذا اون ها رو به طرف دیگه اتاق که به کف اون شوک وارد نمی شد و می تونستند در اون جا در امان باشند می کشوندند، ولی باز دوباره که اون ها رو در قسمتی که شوک داشت، قرار می دادند، سگ ها تلاشی برای پریدن به سمت دیگه نمی کردند. سگها درماندگی رو آموخته بودند و تلاشی برای تغییر دادن شرایطشون نمی کردند، چون به این نتیجه رسیده بودند که به هر سمت اتاق که برن، بازم شوک رو تجربه می کنند.

آزمایش مارتین سلیگمنسلیگمن از این آزمایش نتیجه گرفت که وقتی برخی انسان ها چند مرتبه از یه موضوعی نتیجه نگیرند، حتی اگه تو اون موقعیت بتونند موفق هم بشن دست از تلاش برمیدارن و فکر میکنن دیگه تلاش هاشون بی فایدس و در نتیجه حس می کنند که هیچ تغییری روی شرایط نمی تونن بذارن و این حس کم کم به عادتی تبدیل میشه که به تمام زندگی فرد تعمیم پیدا می کنه و فرد کم کم تبدیل میشه به یه آدم ناتوان و خنثی که هیچ اقدامی نمی کنه.

بعد از تحقیق و یافته مارتین سلیگمن، تحقیقات دیگه ای هم در این مورد انجام شد. از جمله اینکه یه ماهی گوشتخوار رو در آکواریومی قرار دادند که بین اون و ماهی های دیگه یه دیوار شیشه ای قرار داده بودند. وقتی ماهی گوشتخوار گرسنه شد خیلی تلاش کرد که خودش رو به ماهی های طعمه برسونه. نتیجه معلومه! اون با هر بار تلاش به دیوار شیشه ای برخورد می کرد. در مرحله بعد شیشه رو از بین ماهی گوشتخوار و ماهی های دیگه برداشتند، اتفاق جالبی افتاد! ماهی گوشتخوار علیرغم اینکه به شدت گرسنه بود اما هیچ تلاشی برای خوردن ماهی های کوچکتر نکرد! و ماهی گوشتخوار بین اون همه طعمه جان به جان آفرین تسلیم کرد! و از شدت گرسنگی مرد!

یه تحقیق دیگه در مورد درماندگی آموخته شده هم در هند انجام شد، به این صورت که پای یه بچه فیل رو برای اینکه نتونه فرار کنه به یه جا می بندند، بچه فیل که تبدیل میشه به یه فیل بزرگ و توانایی اینو داشته که به راحتی طناب رو پاره کنه، اما با این حس که این طناب از بچگی به پاش متصل بوده و نمی تونه اون رو پاره کنه هیچ تلاشی برای رهایی از طناب نمی کنه!

آزمایش درماندگی آموخته شده فیلدرماندگی آموخته شده در زندگی ما

وقتی به زندگی هامون دقیق تر نگاه می کنیم، می بینیم بسیاری از تنبلی های ما ریشه در درماندگی آموخته شده داره. چند بار به دلایل مختلف شکست خوردیم و با هر شکست اعتماد به نفسمون کمتر شده و نسبت به خودمون و توانمندی هامون احساس و برداشت منفی پیدا کردیم و حس ناامیدی و ناتوانی بیشتر در وجودمون ریشه زده و بعدش نقش قربونی رو بازی کردیم و رفتیم سراغ بهونه هایی که ناتوانی خودمون رو توجیه کنیم… بابا اینا همش حرفه! ما انجام دادیم نشد. تو این مملکت هر کی به یه جایی رسیده یه پارتی داشته و … و نق زدن و تلاش نکردن (یا تلاش کرددن و سریع رها کردن کار) حس ناتوانی در همه نقش های زندگی (تحصیل، شغل، سرپرستی یه خونواده و …) کنارمون می مونه و به همین شکل در وجودمون تقویت میشه تا جایی که کم کم افسردکی به سراغمون میاد.

برای درمان یا مبتلا نشدن به درماندگی آموخته شده چه کار کنیم؟

مقابله با درماندگی آموخته شده – راهکار اول: تصورات محدود کننده انسان بیشتر از اینکه محصول شرایط باشند، نتیجه تفکرات و موانع ذهنی خودمون هستند. نگاه به شکست خیلی مهمه، اگه با این نیت که «حتی اگه هزار بار هم شکست بخوریم یا به نتیجه دلخواهمون نرسیم، تلاشمون رو تا رسیدن به هدف نباید متوقف کنیم»، کارهامون رو انجام بدیم، هیچ شکست و عدم موفقیتی نمی تونه مانع ما برای عدم انجام کارها یا کارهای نصفه و نیمه باشه.

به قول نیچه: «هنگامی که قصد انجام کاری را کردید، باید درهای تردید را به طور کامل ببندید»

مقابله با درماندگی آموخته شده – راهکار دوم: اگه می بینیم که اکثر کارهایی که انجام میدیم رو تموم نمی کنیم، اراده انجام کارها رو نداریم یا حال اقدام کردن رو نداریم و تعهد برای انجام کارهامون نداریم، به جای اینکه سنگ بزرگ برداریم، لازمه از کارهای کوچیک و قله های کوتاه شروع کنیم. وقتی مثل وزنه برداری که کم کم با افزایش تمرینات، وزنه هاش رو زیاد می کنه و رکوردش رو افزایش میده، ما هم باید از کارها و اهداف کوچک تر شروع کنیم و کم کم با فتح قله های آسون تر به سمت اهداف بزرگتر پیش بریم، اینجوری اعتماد به نفس و روحیه عملگرایی و ارادمون افزایش پیدا می کنه و ناامیدی کمتر به سراغمون میاد و درماندگی آموخته شده تبدیل به توانمندی آموخته شده میشه.

مقابله با درماندگی آموخته شده – راهکار سوم: باید با افکار ناامید کننده بجنگیم. اول هر کار سختی افکار مأیوس کننده سراغ آدم میاد تا نذاره ما حرکت و پیشرفتی بکنیم. نباید به این جور فکرها بهاء بدیم، چون پایه های آرزوها و رویاهامون رو سست می کنه. میگن یه روز گروهي از قورباغه هاي كوچيك تصميم گرفتن با هم مسابقه بِدَن که برسن به نوك يه برج خيلي بلند. جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودن و كسي تو جمعيت باور نداشت كه قورباغه هاي به اين كوچيكي بتونن به نوك برج برسن. به خاطر همین تا دلتون بخواد یه همچین جمله هایی شنیده میشد: «خیییییییلی كار مشكليه!!»، «عمراً هيچ وقت به نوك برج نمي رسن»، «برج خيلي بلنده، هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست!» قورباغه هاي كوچيك يكي يكي شروع به افتادن كردن، به جز تعداد کمی از اون ها كه هنوز با حرارت داشتن بالا و بالاتر مي رفتن. جمعيت هنوز ادامه مي داد: «خيلي مشكله! هيچ كس موفق نمي شه!» و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته و از ادامه دادن منصرف مي شدن. ولي فقط يكي به بالا رفتن ادامه داد و انگار نمي خواست منصرف بشه! بالاخره بقيه از بالا رفتن منصرف شدن به جز اون قورباغه كوچولو كه بعد از تلاش زياد تنها قورباغه اي بود كه به نوك رسيد! بقيه قورباغه ها مشتاقانه مي خواستن بدونن اون چه جوری اين كار رو انجام داده؟ اونها ازش پرسيدن كه چطور قدرت رسيدن به نوك برج و موفق شدن رو پيدا كرده؟ و فهمیدن قورباغه کوچولوی برنده مسابقه، كر بوده!

درماندگی-آموخته-شده

واقعاً گاهی لازمه هیچی نشنویم. چون آدم هایی که فقط انرژی منفی میدن عموماً خودشون اهل عمل کردن نیستن و میخوان دیگران رو هم مثل خودشون عقب نگه دارن تا پیش وجدانشون سرزنش نشن و توجیه داشته باشن. به قول جرج برنارد شاو نمایشنامه نویس مشهور ایرلندی: آنكه مي تواند انجام مي دهد و آنكه نمي تواند انتقاد مي كند. 

۴- هر وقت حس کردیم خیلی ناتوانیم و از موفقیت در کارها عاجزیم، به افراد موفقی که شرایط و امکانات بدتر از ما دارند، دقت کنیم و از زندگی اون ها درس و الگو بگیریم. با دیدن اون ها حس ناتوانی ما تلنگر می خور که ببین این آدم با این وضعیت تونسته مگه میشه تو بخوای و نتونی؟ مثلاً آیا انسان سالمی که زندگی «نیک وی چیچ» رو خونده یا دیده باشه، بازم حس ناتوانی در انجام کارها رو داره. جهت اطلاعتون وی چیچ از زمان تولد نه دست داشته و نه پا، ولی به شدت انسان موفقیه، مدرک کارشناسی ارشد در رشته حسابداری و برنامه ریزی مالی داره و یه سخنران برجسته انگیزشیه و برای هر ساعت سخنرانی چند ده هزار دلار دستمزد می گیره!

لحظاتی از زندگی و سخنرانی اون رو از اینجا ملاحظه بفرمایید.

وقتی «نیک وی چیچ» تونسته انقدر موفق باشه، آیا در محضر خدایی که انقدر به ما نعمت داده و در قضاوت وجدانمون، می تونیم بهونه بیاریم که چرا فلان کار رو انجام ندادیم؟ قطعاً امثال «نیک وی چیچ» حجت رو بر همه تموم کردند و جای هیچ تنبلی رو برای دیگران به جا نذاشتند.

امیدوارم همیشه و در همه مراحل زندگیتون موفق و بهترین باشید

سید علی باقرپور

مدرس و نویسنده در حوزه موفقیت و تحول فردی و سازمانی

این مقاله را از دست ندهید  افزایش تمرکز حواس و راه های آن (چطور تمرکز حواس داشته باشیم)

باقرپور

 

7 دیدگاه

  1. با سلام
    داستان بسیار آموزنده و جالبی است که هر موقع هر جایی می‌خونم یا می‌شنومش برام الهام‌بخشه و تاثیر فوق‌العاده‌ای روم میذاره.

  2. به قول جرج برنارد شاو نمایشنامه نویس مشهور ایرلندی: آنكه مي تواند انجام مي دهد و آنكه نمي تواند انتقاد مي كند.
    و شما جزو کسانی هستید که می توانید مقالات خوب بنویسید
    ممنونم

  3. شهرام محسنی گفت:

    متاسفانه آموزش های ما از همان دوران دبستان به نحوی است که یأس و درماندگی آموخته شده را به ما القاء می کند.
    وقتی هم که از دانشگاه فارغ التحصیل می شویم مدت ها برای پیدا کردن یک شغل باید به دنبال کار باشیم و درماندگی آموخته شده برایمان کاملاً باور پذیر می شود!

  4. مهرداد گفت:

    اگر گرفتار افسردگی ناشی از درماندگی آموخته شده بودیم چه کنیم؟ شما راه مبتلا نشدن رو گفتی اما راه درمان چیه؟ اکثر ما گرفتار این معضل هستیم.

    • سید علی باقرپور گفت:

      مهرداد عزیز
      شاید این عنوان “برای مبتلا نشدن به درماندگی آموخته شده چه کار کنیم؟” این شبهه رو براتون به وجود آورد که موارد گفته شده فقط برای مبتلا نشدن به این موضوع هست که بنده باید این تیتر رو کامل کنم و عنوان درمان رو هم داخلش بیارم.
      تمام ۴ راهکار ارائه شده برای درمان درماندگی آموخته شده هم مصداق داره. اگه ما نگاهمون رو به شکست تغییر بدیم (مقاله ترس از شکست رو ملاحظه بفرمایید)، از اهداف کوچک شروع کنیم و با محقق کردن اون ها کم کم ظرفیت و اعتماد به نفسمون رو افزایش بدیم، به افکار ناامید کننده بهاء ندیم و تلاشمون رو متوقف نکنبم و هروقت حس ناتوانی کردیم به زندگی افراد موفقی که شرایط و امکانات بدتر از ما دارند، توجه کنیم و از اون ها الگو بگیریم، یقیناً معضل افسردگی ناشی از درماندگی آموخته شده هم رفع میشه.
      امیدوارم تونسته باشم پاسخی مناسب پرسش شما بهتون داده باشم

  5. زینب گفت:

    درود بر شما
    مطالبتون عالی بود .بسیار مفید و ارزنده.سپاسگزارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثبت نام دوره رایگان تحول فردی
GET IT NOW
500% MORE SUBSCRIBERS
EFFICIENCY
BOOST YOUR SALES
CREATIVITY
INSPIRE YOUR VISITORS
BE UNIQUE
CREATE UNIQUE POPUPS
دوره صوتی رایگان تحول فردی
یک ساعت محتوای آموزشی شامل
متن آزمایشی توضیحات
دوره صوتی رایگان تحول فردی
یک ساعت محتوای آموزشی شامل
چگونه هدف گذاری کنیم؟
چگونه موثر برنامه ریزی کنیم؟
چگونه بر تنبلی هایمان غلبه کنیم؟
چگونه از زمانمان بیشترین بهره را ببریم؟
چگونه با صرف زمان کمتر، عملکرد بهتری داشته باشیم؟