خواست و اراده انسان
چگونه فردی با اراده باشیم و اراده خود را تقویت کنیم؟
مرداد 6, 1395
پیش نیاز و پس نیاز
تفکر پیش نیازی
مرداد 8, 1395

ترس از شکست

چرا از شکست می ترسیم

ترس از شکست، یکی از متداول ترین دلایل ناکامی انسان هاست که بسیار فراگیر هم هست و تقریباً تمام انسان ها در برهه های مختلف زندگی با آن درگیر بودن. چه بسیار ترس هایی که موقعیت های فوق العاده ای رو از ما گرفتن و به جاش یه عمر حسرت در دلمون کاشتن و دقیقاً به همین دلیل هم خیلی از آدما موفق نمیشن، چون تا وقتی مطمئن نشن که موفق نمیشن هیچ اقدامی نمی کنن و به قول ناپلئون بناپارت، از ترس شكست مي بازند.

ترس از شکست

چرا از شکست می ترسیم؟

ترس از شکست به دلایل متعددی ممکنه رخ بده، مثلاً:

  • وقتی اطرافیان ناکامی داریم که بزرگترین دستاورد زندگیشون، داشتن عکس یادگاری با فلان آدم مشهوره، بسیار طبیعیه که وقتی می خوایم کاری رو انجام بدیم که اون ها هرگز جسارت انجام اون رو نداشتن، همه توانشون رو بذارن که هزینه شکست تصمیممون رو انقدر بالا نشون بدن که از ترس سرزنش های پس از شکست احتمالی، عطای انجام اون کار رو به لقاش ببخشیم.
  • وقتی ترجیح میدیم به جای ریسک پذیری، زندگی یکنواختی داشته باشیم و آرزوهای بزرگی نداریم یا حالشو نداریم خودمونو تو چالش اقدامات مهم قرار بدیم و به اصطلاح به آب و آتیش بزنیم.
  • وقتی دید درستی به شکست نداریم و حس می کنیم اگه به نتیجه مطلوبمون نرسیم، دنیا به آخر می رسه و قصه ما هم به همراه دنیا تموم میشه.
  • وقتی خاطره بدی از شکست های قبلی خودمون یا دیگران در ذهنمون نقش بسته و ترجیح میدیم دیگه پامون رو از گلیممون درازتر نکنیم.
  • وقتی عادت کردیم صورت مسائلمون رو با عاداتی بد مثل اضطراب، پشت گوش انداختن کارها و انواع مقاومت در برابر تغییر و … پاک کنیم.
  • وقتی مسیر رو بیش از حد تحملمون سخت، طولانی و پرریسک می بینیم.
  • حتی وقتی که به یه موفقیت نسبی رسیدیم و یه حاشیه امنیتی پیدا کردیم، دیگه دوست نداریم ماجراجویی کنیم و جایگاهمون رو از دست بدیم.

چرا نباید از شکست بترسیم؟

بستگی داره نگاهمون به مسیر زندگی چه شکلی باشه. تصور کنید انسان هایی که نامشون به عنوان افراد شاخص در تاریخ به جا مونده، اگه با ترس از شکست دست رو دست میذاشتن تا افکارشون رو اول دیگران پیاده کنن، الان وضع دنیا به چه شکلی بود. اما اون ها شاخص و موفق شدن چون به مقوله شکست طور دیگه ای نگاه کردن. از ادیسون صاحب ۲۵۰۰ اختراع که معروفترینش اختراع برقه پرسیدن: آقای ادیسون شنیدم که برای اختراع لامپ تلاشهای زیادی کردید اما موفق نشدید. چرا بعده ۱۰۰۰۰ بار شکست هنوز دارید به فعالیتتون ادامه می دید؟ ادیسون خیلی خونسردی جواب داد: من ۱۰۰۰۰ بار شکست نخوردم و ۱۰۰۰۰ راه رو یاد گرفتم که لامپ چه جوری ساخته نمیشه.

ترس از شکستو ناپلئون هیل نویسنده پرطرفدار آمریکایی که مجذوب تلاش و تفکر ادیسون بود اون رو اینطور تحسین کرد: «اشخاص عادی، با تجربه­ اولین شکست دست از تلاش بر میدارن و به خاطر همین هم، تو زندگی با انبوه اشخاص عادی، تنها با یک ادیسون رو به رو هستیم» 

از طرفی هیچ آدم موفقی نمی تونه ادعا کنه که نتیجه تمام اقداماتی که تا حالا انجام داده مثبت بوده. کما اینکه هیچ پزشکی قبل از هیچ عملی نمی تونه تضمین بده همه چیز به بهترین نحو پیش میره. همچنانکه هیج مربی و مدیر ورزشی نمی تونه حتی در ساده ترین رقابت ها مطمئن باشه که تیمش قطعاً برندس! پزشک هیچ وقت نمی تونه به این بهونه که صد در صد مطمطن نیست نتیجه عمل چه اتفاقی می افته، از انجام عمل سرباز بزنه. همینطور مربی نمی تونه به خاطر عدم اطمینان از برد تیمش، نفراتش رو به زمین نفرسته اما چطور میشه که ما کارهایی رو که باید برای رسیدن به موفقیت انجام بدیم رو به دلایل یا بهتر بگم بهونه های مختلف انجام نمیدیم اما توقع داریم نتایج درخشانی بگیریم؟ حقیقتاً راه موفقیت از تجربه می گذره و راه تجربه از شکست خوردن و شکست تنها بخشی از فرآیند یادگیری و رشد ماست.

این مقاله را از دست ندهید  چگونه فرد متعهدی باشیم؟

اگه موفقیت و شکست رو دو روی یه سکه ببینیم، به احتمال زیاد تمایل زیادی داریم به اینکه محتاط تر عمل کنیم، کمتر تصمیم بگیریم، در نتیجه کمتر شکست بخوریم و البته موفقیت ها و تجربیات بسیااااار کمتری به دست بیاریم. مسیر موفقیت یه مسیر صاف و یه طرفه نیست و هیچ تضمینی نیست که حتی انسان های موفق همیشه در جایگاهشون باقی بمونن. استمرار موفقیت اگه بیشتر از دستیابی به موفقیت، جدیت و تلاش و ممارست و تعقل نخواد قطعاً کمتر نمیخواد. بد نیست در اینجا یه سخنرانی از تجربه واقعی موفقیت، شکست و موفقیت زندگی دکتر ریچارد جان رو ببینیم. ریچارد جان به ما یادآوری می کنه که مسیر موفقیت یه طرفه نیست، بلکه یه سفر طولانی و همیشه جاری هست و داستان کسب و کار خودش رو تعریف می کنه که چطور از شکست خودش درس های ارزشمندی گرفت، فیلم این سخنرانی رو از اینجا ببینید.

آریانا هافینگتن نویسنده آمریکایی میگه: «ما باید قبول کنیم که همیشه نمی تونیم تصمیم درستی بگیریم، بعضی وقتا ممکنه با تصمیماتمون افتضاح به بار بیاریم، اما باید درک کنیم که «شکست نقطه مقابل موفقیت نیست، بلکه قسمتی از موفقیته»

ترس از شکست

در نتیجه اینکه وقتی نگاهمون رو به شکست و موفقیت تغییر بدیم و بتونیم شکست هامون رو به درستی تحلیل کنیم، می تونیم از شکست به بهترین نحو استفاده کنیم و بعد از شکست، مسیر موفقیت رو با بلوغ و سرعت بیشتری طی کنیم. معمولاً  ترس از شکست، خیلی وحشتناک تر از خود شکسته. اگه بتونیم تحلیل و بهره برداری مناسبی از شکست هامون بکنیم، اون شکست در خاطرات باقی می مونه و اثر مثبتش در زندگی ما متجلی میشه. به قول ویلیام دی براون: «شکست خورده یک حادثه است، یک شخص نیست»

باید این نکته رو آویزه گوشمون بکنیم که وقتی دست از تلاش بکشیم، شکست واقعی رقم می خوره.

چگونه با پدیده «ترس از شکست» مقابله کنیم؟

۱٫ اقدام بدون تحلیل و تفکر کافی محکوم به شکست است.

هیچ کدوم ما به صورت آگاهانه کاری رو برای اینکه شکست بخوریم انجام نمیدیم که اگه انجام بدیم قاعدتاً باید به عقلانیت خودمون شک کنیم. یادمه چند سال قبل که یه نگاه غیر واقعی و نامعقول به مشاغل آزاد و مغازه دارها داشتم، بالاخره تصمیم گرفتم مغازه ای رو تاسیس کنم و به اصطلاح وضع مالیم رو متحول کنم. به سختی و با شجاعت و جسارت تمام با وام و قرض و پیش خور کردن تمام داشته های زندگی ۶۰ میلیون تومان فراهم کردم. برای اینکه ریسک شکست احتمالیم رو پایین بیارم تصمیم گرفتم یه مغازه با رهن بالاتر و اجاره کمتر پیدا کنم. از اونجایی که با الهام از یه ضرب المثل انگلیسی (کاری رو انجام بدید که آخرش به فاضلاب ختم بشه) تصمیم گرفته بودم کارم در حیطه خوراک و شکم مردم باشه (توزیع فرآورده های گوشتی)، در تحقیقاتم به این نتیجه رسیده بودم که این شغل باید نزدیک به مشاغل مکملش مثل نونوایی، میوه فروشی و سوپرمارکت باشه (اینا رو دارم میگم که به صورت شفاف مشخص کنم، معتقد به اقدام کردن همراه با تحلیل و تحقیق هستم و هر جا در این مقاله صحبت از اقدام شده منظور اقدامی از این جنس هست) تقریباً نصف تهران رو گشتم که یه مغازه ۱۵ متری، دو نبش، ۶۰ میلیون رهن، ماهی ۱۵۰ هزار تومان اجاره پیدا کردم. اما رهن مغازه برابر بود با کل پولی که داشتم. ۲ نفر از نزدیکانم هم ۲۲ میلیون سرمایه گذاری کردن و کار شروع شد. سبک زندگی من کاملاً تغییر پیدا کرده بود. با کار جدید ساعت کاریم حداقل ۷ ساعت بیشتر شد. صبح ها ۷ می زدم بیرون و ۱۱-۱۲ شب میومدم خونه، حتی روزهای تعطیل رسمی. روزهای متفاوت و سختی رو سپری کردم و تجربیات بسیااااااااااااار گرانبهایی رو به دست آوردم که فقط از طریق تجربه و اقدام به دست میومد. به خوبی با سختی ها و مشکلات کارهایی از این دست آشنا شدم: انقضای مواد خوراکی، سررسید چک، بهای زیاد برق خصوصاً در تابستان، مالیات زیاد، حقوق و هدایت کارکنان و … در نهایت به دلیل اینکه با مسیری آشنا شدم که بسیار پردرآمدتر، کم هزینه تر و کم ریسک تر بود، علیرغم اینکه کسب و کارم درآمدزا بود مغازه رو سر یک سال جمع کردم و وارد مسیر جدید شدم. 

وقتی اون روزها رو مرور می کنم، هیچ وقت از اون زمان به عنوان زمان شکست یاد نمی کنم. تجربیاتی که از اون مسیر به دست آوردم، انقدر برام ارزش داشت که حس می کنم اون روزها دقیقاً مقدمه شروع یه نگرش و مسیر جدیدی در زندگیم بود نه فصلی جدا از موفقیت های بعد، نه شکستی قبل از پیروزی و نه عمر اتلاف شده زندگیم.

این مقاله را از دست ندهید  خواب راحت و آسوده (راهکارهایی برای داشتن یک خواب راحت)

ناپلئون بناپارت میگه: «انقدر شکست خوردم تا راه شکست دادن رو یاد گرفتم» ما در شکست یاد می گیرم انگیزه ها و مسیرهای جدیدی کشف کنیم. بن بست هایی رو بشکنیم که تا قبل از اون حتی فکرش رو هم نمی کردیم و شکست به ما یاد می ده که در مسیر بهتر شدن هستیم و هنوز جا برای پیشرفت زیاده. در واقع میشه گفت به خاطر سپاری درس های شکست برای هر انسانی، یکی از بهترین راه های حل مسئلس.

۲٫ بهترین راه برای مقابله با ترس از شکست: فقط اقدام کنیم

اگه بخوام متدهای چند مرحله ای که در نوشته ها و منابع مختلف ذکر شده رو به صورت ساده خدمتتون بیان بکنم باید بگم برای مقابله با ترس از شکست و اقدام نکردن بهترین راه اینه که بعد از اینکه واقعا ً به این نتیجه رسیدیم که انجام یه کار به نفع و در راستای اهدافمونه، شجاعاته با ترسمون روبرو بشیم و اون کار رو انجام بدیم. تا وقتی پشت فرمون ماشین نشینیم ترس از رانندگی برامون حل نمیشه. وقتی که رانندگی کردیم تازه می فهمیم خیلی از ترس هایی که داشتیم در دنیای واقعی وجود نداره یا احتمال وقوع بسیار پایینی داره و صرفاً تو ذهن ما هیولایی بوده که باعث می شده از نشستن پشت رل بترسیم و هیچ وقت رانندگی نکنیم.

و به خاطر داشته باشیم که اغلب رویاها با شک از بین میرن نه با شکست.

۳٫ اقدامک کنیم

وقتی مسیر رو بیش از حد تحملمون سخت، طولانی و پرریسک می بینیم، لازمه ایستگاه های مسیر رو به هم نزدیک تر کنیم و به اصطلاح اقدام رو تا جایی که ممکنه به قسمت های کوچیک تقسیم بندی کنیم و تبذیلش کنیم به اقدامک. وقتی قراره بریم سفر و مسیر ۵۰۰ کیلومتره و پرپیچ و خم. قاعدتاً به جای اینکه در مبدأ استارت ماشین رو بزنیم و در مقصد ماشین رو خاموش کنیم، باید هر ۵۰ یا ۱۰۰ کیلومتر یه توقف چند دقیقه ای داشته باشیم و ضمن بازیابی انرژی و لذت بردن از مسیر، مجدداً راه رو از سر بگیریم.

این کار چه فایده ای داره؟

وقتی لقمه ها رو کوچیک تر قورت میدیم و کارها رو کوچیک کوچیک انجام میدیم:

بزرگی و هیمنه کاری که رغبتی به انجامش نداریم شکسته میشه و کار در نگاه ما بسیار ساده تر جلوه می کنه.

با مستقل دیدن هر بخش کوچیک تر و با انجام هر قسمت از کار و فتح هر ایستگاه حس می کنیم به یه موفقیت رسیدیم و به قول معروف یکی از غول های مسیر رو کشتیم و داریم نزدیک میشیم به قول آخر و اعتماد به نفسمون برای ادامه مسیر به شدت بالا میره.

۴- با اقدامک هایی شروع کنیم که مطمئنیم می توانیم آن را انجام دهیم.

خیلی مهمه که وقتی در ابتدای مسیر می خوایم با انرژی مضاعفی کار رو شروع کنیم، تو ذوقمون نخوره و در ادامه هم با همون شور و انگیزه کار رو ادامه بدیم. پس لازمه در ابتدای مسیر از اقدامک هایی شروع کنیم که مطمئنیم از پسشون برمیایم. برای مایی که سالهاست غذای اصلیمون برنجه، مسلماً وقتی می خوایم رژیم بگیریم به جای اینکه یه دفعه خودمون رو از خوردن برنج محروم کنیم، هفته ای یه قاشق برنجمون رو کم کنیم خیلی راحت تر و حتی زودتر وزن کم می کنیم. چون وقتی با نخوردن برنج شروع می کنیم نهایتاً یه هفته بعد می زنیم زیر همه چی و خون جلوی چشمامون رو می گیره و بسیار پرقدرت تر میایم سر سفره تا از شرمندگی برنج دربیایم.

این مقاله را از دست ندهید  کمال گرایی چیست و درمان کمال گرایی

۵- موانع و بهانه هایمان را بشناسیم و برای غلبه بر آن ها برنامه ریزی و اقدام کنیم.

برای هر تصمیم چند دقیقه زمان اختصاص بدیم، با خودمون خلوت کنیم و ببینیم چرا دوست نداریم اقدام کنیم. بهونه هامون رو لیست کنیم، لیستی از کارهایی که تشخیص میدیم برای رسیدن به اهدافمون یاید انجام بدیم رو تهیه کنیم و برای هر کدوم از موارد راهکارهای عملی در نظر بگیریم و اون ها رو در برنامه روزانمون بگنجونیم و انجامشون بدیم. مطمئن باشیم کم کم هر چی جلوتر میریم به عینه تاثیر این کار در جسارت و تصمیم گیری هامون خودشو نشون میده.

۶- با افراد موفق معاشرت و مشورت کنیم و تجربه هایشان را یاد بگیریم.

اگه بعد از همه بررسی هامون بازم مردد بودیم که کاری رو انجام بدیم یا نه، باید بگردیم و افرادی رو پیدا کنیم که اون چیزی رو که ما ازش می ترسیم انجام بدیم رو به نحو احسن و با موفقیت انجام داده باشن. قدم بعدی اینه که تا جایی که ممکنه از مسیری که اون ها طی کردن با تمام تجربیاتی که داشتن الگوبرداری کنیم تا به اصطلاح آزمون و خطاهای متداول و ریسک شکست اقداماتمون رو پایین بیاریم و اگه لازمه مهارت و امکانات و تجربه جدیدی کسب کنیم، اون ها رو بدست بیاریم.

۷- افکار منفی را فیلتر کنیم.

ترس وقتی خودشو نشون میده که افکار منفیمون جولان میده و با سوال هایی مثل: اگه اینجوری بشه چی، اگه یه جوری زمبن بخوریم که دیگه نتونیم از جامون بلند بشیم و به قول معروف از خاک بلند شیم و به خاکستر بشینیم چی؟ و … مسلمه که ما هر چی بیشتر به ذهن منفی بافمون میدون بدیم، ترسوتر میشیم. به قول این چانک: آدم شجاع يك بار مي ميرد، اما ترسو هزار بار.

۸- تا وقتی به پایان مسیر نرسیده ایم استقامت و پایداری داشته باشیم

ترس از شکستاین تصویر همیشه برام نماد استقامت در مسیر بوده. هیچ کدوم از ما نمی دونیم دقیقاً چقدر دیگه باید تلاش و ممارست و پایداری داشته باشیم تا به مقصد برسیم، در نتیجه اینکه تا وقتی نرسیم ناگزیریم با همون جدیت در نقطه شروع کار رو ادامه بدیم. یکی از ویژگی های انسان های موفق با افراد عادی دقیقاً در اینه که اون جاهایی که همه متوقف و ناامید می شن و سوختشون تموم میشه، اونها با اراده قوی تری مسیرشون رو ادامه می دن. چه بسیار انسان هایی که بخش عمده ای از مسیر یک اختراع رو طی کردن و نا امید شدن و ادیسون هایی پیدا شدن و مسیر رو تا پایان طی کردن و اسم افراد کم استقامت شده آقا / خانم ؟؟؟؟ و نام ادیسون تا دنیا دنیاس  به عنوان مخترع ۲۵۰۰ وسیله باقیه و می درخشه.

 میل دارم نوشتم رو با جمله ای موثر از جک کنفیلد تموم کنم که یه دنیا حرف توشه: «هر چه می خواهید در آن سوی ترس است»

موفق و بهترین و جسور باشید

سید علی باقرپور

مدرس و نویسنده در حوزه موفقیت و تحول فردی و سازمانی

022

 

 

 

 

10 دیدگاه

  1. ممشلو گفت:

    ممنون مقاله مفیدی بود مخصوصا اون قسمتی که راجع به تصمیم به رژیم بود حتما عمل میکنم

  2. اريانا گفت:

    بسيار ممنونم از ارائه مطالب اموزشي و تاثيرگذار كه با خواندن اين مطلب بخصوص فيلم ربچارد جان ميل و انگيزه ام براي موفقيت در مسير زندگي با وجود شكستهاي بيشتر شده و اميدوارم هميشه دراين مسير و ارائه مطالب ساده و محرك موفق باشيد💐

  3. با سلام و احترام
    مقاله با دقت و عالی تهیه شده است، برایتان آرزوی موفقیت دارم

  4. davari گفت:

    سلام و عرض ادب
    برای یادگیری الگوی رفتاری از نزدیکان پیشنهاد می کنم مقاله زیر را به خوانندگان خود پیشنهاد بدهید
    http://hoshemali.com/?p=3619
    با تشکر از مطلب شما
    برای شما ارزوی بهترین ها را دارم

  5. با سلام
    استفاده‌تون از عبارت “اقدامک کنیم” واقعا هوشمندانه بود چراکه یکی از دلایلی که باعث انفعال و ترس افراد میشه و مانع از اینکه شروع کنند اینه که فکر می‌کنند که باید در شروع کار یک کار خیلی بزرگ و عجیب انجام بدن، در حالی که اگر با گام‌های کوچک مسیر رسیدن به موفقیت رو شروع کنند رفته‌رفته به جایی که بتونن دست به اقدام‌های بزرگ بزنن هم خواهند رسید.

  6. مجتبی عشقی گفت:

    تحت تاثیر نوشته شما قرار گرفتم و ناکامی هایم مثل فیلم در مقابل چشمانم رژه رفتند. خصوصا با این جمله:
    چه بسیار ترس هایی که موقعیت های فوق العاده ای رو از ما گرفتن و به جاش یه عمر حسرت در دلمون کاشتن

  7. مقالتون بسیار مفید و تأثیرگذار است. این جمله را با تمام وجودم در زندگی حس کردم. «هر چه می خواهید در آن سوی ترس است».

  8. یاشار شهیدی گفت:

    خدا رو شکر الان که سی و هفت ساله ام اوضاع مالی خوبی دارم اما اگر نبود برخواستن های پس از شکست هایم، من هم مانند بسیاری از مردم جامعه هشتم گرو نهم بود.
    خیلی خوب نوشته بودید که بهترین راه مقابله با ترس از شکست اقدام کردنه

  9. سارا منافی گفت:

    یه جوری از شکست مثبت حرف زدید آدم ترغیب میشه شکست بخوره!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثبت نام دوره رایگان تحول فردی
GET IT NOW
500% MORE SUBSCRIBERS
EFFICIENCY
BOOST YOUR SALES
CREATIVITY
INSPIRE YOUR VISITORS
BE UNIQUE
CREATE UNIQUE POPUPS
دوره صوتی رایگان تحول فردی
یک ساعت محتوای آموزشی شامل
متن آزمایشی توضیحات
دوره صوتی رایگان تحول فردی
یک ساعت محتوای آموزشی شامل
چگونه هدف گذاری کنیم؟
چگونه موثر برنامه ریزی کنیم؟
چگونه بر تنبلی هایمان غلبه کنیم؟
چگونه از زمانمان بیشترین بهره را ببریم؟
چگونه با صرف زمان کمتر، عملکرد بهتری داشته باشیم؟